حبه انگور ما
عزیز دل مامان حالت خوبه که انشالله؟
آخ اگه بدونی منو بابایی امروز چقده ذوق کردیم از دیدنت حبه انگورم، فدات بشم الهی اون دستا و پاهای کوشولوتو ، وااااای باز یادم افتاد دلم غش رفت 
خدا رو شکر که خوب بزرگ شدی و دیگه داری خودی نشون میدی، قدت هم تا حالا شده 2.5 سانتیمتر، ای جوووونم چه کوشولو موچولو ، امروز که فکر نمیکردم قراره سونو بشم تنهایی رفتم تو مطب دکتر که گفت بخواب سونو کنم، منم گفتم وای پس بابای نی نی چی ؟ اونم باید ببینتش که، بعدش دکترم به منشی گفت باباجونی رو بگه بیاد داخل، اگه بدونی بابایی چقده خوشحال شد، دکتر داشت شما رو بهش نشون میداد که این سرشه این دستاشه بابایی هم هی میگفت ای جونم ای جونم، خودمونیما نزدیک بود غش کنه از خوشحالی .
دیگه خودت باید متوجه شده باشی که چقده عاشقتیم بیشتر از دنیاااااااااااااااااااا... 
بیصبرانه منتظریم که شما رو زودتر توی آغوشمون بگیریم ملوسکم ...


حبه انگور ما
